مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۰

مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۰

جلسه ۱۰ – مدیریت مسیر حرفه ای

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دهم «مدیریت مسیر حرفه‌ای» را ان‌شاءالله در چند موضوع مشخص به حضورتان تقدیم می‌کنم.

 

در ادامه بحث «تفکر شبکه‌ای» و «تفکر نردبانی» هستیم. البته بنده «تفکر چندوجهی» را نیز به آن اضافه کرده‌ام و معتقدم که ما به‌تدریج باید از تفکر نردبانی به سمت تفکر شبکه‌ای، و در ادامه به سوی تفکر چندوجهی حرکت کنیم.

با این حال، موضوع فعلی ما بررسی تفاوت تفکر شبکه‌ای و تفکر نردبانی است.

 

علت تأکید من بر این موضوع آن است که در دنیای کسب‌وکار امروز، با توسعه فناوری‌های اطلاعاتی و با توجه به در دسترس بودن اطلاعات و دانش برای بسیاری از افراد، لازم است که حتماً در چارچوب تفکر شبکه‌ای حرکت کنیم.

البته این به معنای نفی کامل تفکر نردبانی نیست، اما وجه غالب باید تفکر شبکه‌ای باشد.

اگر نتوانیم تفکر شبکه‌ای را در خود ایجاد، تقویت و به آن عمل کنیم، بی‌تردید در فضای کسب‌وکار و سازمان‌های امروزی موفق نخواهیم بود.

برای آشنایی بهتر با این موضوع، چند عبارت را مطرح می‌کنم و سپس مشخص می‌کنم که هر یک نمونه‌ای از تفکر شبکه‌ای است یا نردبانی:

  1. مهم‌ترین عامل این است که در چه زمینه‌ای و چگونه می‌توانم به سازمان خود کمک کنم.

این تفکر شبکه‌ای است؛ زیرا قدردانی از سازمان به‌عنوان یک کل، آگاهی از نیازهای آن و مشارکت فعال را نشان می‌دهد.

سازمان یا کسب‌وکار، مجموعه‌ای نیست که هر فرد بخواهد بخشی را جدا کرده و تنها به منافع شخصی خود بیندیشد.

به‌ویژه در شرکت‌های سهامی عام، مدیرعامل یا اعضای هیئت‌مدیره باید با رویکرد شبکه‌ای عمل کنند.

بنابراین در این تفکر، معنایی ندارد که فرد با سرمایه مردم به فکر ایجاد موقعیت برای اعضای خانواده خود باشد.

  1. ارزیابی شخصی من ریشه در استقلال، انعطاف‌پذیری و توانایی کار خلاقانه با همکاران برای کمک به سازمان در تحقق اهداف آن دارد.

این نیز نمونه‌ای از تفکر شبکه‌ای است. در این نوع تفکر، کارها به «مهم» و «غیرمهم» تقسیم نمی‌شوند؛ هر کار، در زمان و جایگاه خود، مهم‌ترین کار محسوب می‌شود.

این نگرش، رویکردی فعال و رو به جلو برای ساختن ارزش‌های مورد نظر ماست و از ویژگی‌های تفکر حرفه‌ای شبکه‌ای به شمار می‌آید.

  1. من نیاز به همکاری با دیگران و همچنین مسئولیت‌پذیری فردی خود دارم.

این جمله نیز نمونه‌ای از تفکر شبکه‌ای است؛ زیرا شناسایی نیاز به همکاری و هم‌زمان مسئولیت‌پذیری فردی، دیدگاهی متعادل در چارچوب تفکر شغلی شبکه‌ای ایجاد می‌کند.

  1. من برای امنیت و رضایت شغلی به شرکت وابسته هستم.

این نمونه‌ای از تفکر نردبانی است و بیانگر نگرشی منفعلانه محسوب می‌شود. در واقع، افراد باید برای حفظ امنیت و رضایت شغلی خود، رویکردی پیشگامانه داشته باشند، نه صرفاً وابستگی به سازمان.

  1. من برای یافتن مفهوم و معنای کار خود مسئولیت دارم.

این نمونه‌ای از تفکر شبکه‌ای است؛ زیرا مسئولیت‌پذیری در یافتن معنا و مفهوم حرفه، بخش مهمی از این تفکر به شمار می‌رود.

به این معنا که اگر فردی در واحد فولادسازی، کنسانتره، مس یا هر حوزه فرهنگی یا اقتصادی فعالیت می‌کند، باید فرآیند آن کار را بشناسد و همواره دانش و تجربه خود را افزایش دهد تا بتواند آن فعالیت را به بهترین نحو انجام دهد.

 

ان‌شاءالله سایر موارد را در جلسات بعدی تقدیم خواهم کرد

تحلیل جلسه ۱۰ –مدیریت مسیر حرفه ای

  1. چارچوب محوری جلسه

دکتر پورمند در این جلسه ادامه‌ی بحث «تفکر نردبانی» و «تفکر شبکه‌ای» را دنبال کرده و یک رویکرد جدید با عنوان «تفکر چندوجهی» را نیز به مدل قبلی اضافه می‌کند. ترتیب پیشنهادی حرکت ذهنی و حرفه‌ای از نگاه ایشان:

                   ۳٫تفکر چندوجهی → ۲٫ تفکر شبکه‌ای → ۱٫ تفکر نردبانی

۲. مفاهیم کلیدی و تمایزها

الف) تفکر نردبانی (Ladder Thinking)

  • ویژگی اصلی: مسیر رشد و پیشرفت شغلی خطی و مرحله‌به‌مرحله، وابسته به ساختار سلسله‌مراتبی سازمان.
  • نگاه غالب: وابستگی به شرکت برای امنیت شغلی، منفعل بودن در یافتن معنا و مسیر.
  • نمونه در جلسه: «من برای امنیت و رضایت شغلی به شرکت وابسته هستم.»

ب) تفکر شبکه‌ای (Network Thinking)

  • ویژگی اصلی: نگاه کل‌نگر به سازمان، تعاملات چندسویه، ایجاد ارزش مشترک، و اهمیت نقش فرد در کل سیستم.
  • نگاه غالب: مسئولیت‌پذیری فردی، همکاری فعال، رشد از طریق یادگیری متقابل و متنوع.
  • نمونه‌ها در جلسه:
  • «مهم‌ترین عامل این است که در چه زمینه‌ای و چگونه می‌توانم به سازمان خود کمک کنم.»
  • «ارزیابی شخصی من ریشه در استقلال، انعطاف‌پذیری و کار خلاقانه با همکاران دارد.»
  • «من نیاز به همکاری با دیگران و همچنین مسئولیت‌پذیری فردی خود دارم.»
  • «من برای یافتن مفهوم و معنای کار خود مسئولیت دارم.»

ج) تفکر چندوجهی (Multi-faceted Thinking)

  • ویژگی پیشنهادی: ترکیب مزیت‌های شبکه‌ای با انعطاف در نگاه از زوایای مختلف، فراتر از یک چارچوب ثابت.
  • هدف: توانایی تغییر زاویه دید بسته به شرایط، و هم‌زمان استفاده از رویکردهای چندگانه برای حل مسائل.

۳. نکات تحلیلی مهم

  1. ضرورت غالب بودن تفکر شبکه‌ای

با توجه به عصر فناوری اطلاعات و دسترسی گسترده به دانش، پیشرفت حرفه‌ای دیگر صرفاً با نگاه نردبانی پایدار نیست.

  1. عدم نفی کامل تفکر نردبانی

برخی موقعیت‌ها همچنان نیازمند نگاه ساختارمند و سلسله‌مراتبی‌اند، اما این باید زیرمجموعه نگاه شبکه‌ای باشد.

  1. پیوند مسئولیت فردی با ارزش‌آفرینی سازمانی

موفقیت شخصی و امنیت شغلی در گروی ارزش‌آفرینی مستمر برای سازمان است، نه وابستگی صرف به موقعیت یا ساختار.

  1. گسترش به تفکر چندوجهی

این سطح بالاتر، امکان تلفیق و انعطاف در انتخاب رویکرد را فراهم می‌کند و با پیچیدگی محیط‌های امروز همخوانی بیشتری دارد.

۴. توصیه‌های عملی برای مدیران و کارکنان

  • مدیران: فرهنگ سازمانی را از «عنوان‌محور» به «ارزش‌محور» تغییر دهند.
  • کارکنان: به جای تمرکز بر امنیت شغلی منفعلانه، بر یادگیری مداوم، ایجاد ارتباطات گسترده و مسئولیت‌پذیری تمرکز کنند.
  • سازمان‌ها: مسیر رشد و ارتقای افراد را بر اساس تنوع مهارت و توانایی همکاری چندسویه طراحی کنند.

۵. جمع‌بندی

این جلسه تأکید می‌کند که:

  • تفکر نردبانی به تنهایی دیگر پاسخ‌گوی فضای رقابتی امروز نیست.
  • تفکر شبکه‌ای و در گام پیشرفته‌تر، تفکر چندوجهی، ابزارهایی کلیدی برای رشد پایدار حرفه‌ای هستند.
  • حرکت آگاهانه از نردبان به شبکه و سپس به نگاه چندوجهی، یک ضرورت راهبردی برای موفقیت در دنیای کار امروز محسوب می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!