مدیریت مسیر حرفه ای – ۹
جلسه ۹ – مدیریت مسیر حرفه ای
بسم الله الرحمن الرحیم
در جلسه نهم از سلسله جلسات «مدیریت مسیر حرفهای»، به یاری خداوند مباحث خود را ادامه میدهیم. در این جلسه، همانطور که در جلسه پیش نیز مقدمهای بر آن ارائه شد، به توضیح و تحلیل دو مفهوم کلیدی یعنی تفکر نردبانی و تفکر شبکهای خواهیم پرداخت.
این دو نوع نگرش صرفاً محدود به فضای سازمانی نیستند، بلکه در تمامی حوزههای زندگی فردی و حرفهای کاربرد دارند. در واقع، ما در حال گذار از یک الگوی ذهنی نردبانی به سوی نگاهی شبکهای هستیم.
برای درک بهتر تفاوت این دو نوع تفکر، در این جلسه چند گزاره را بررسی میکنیم تا بتوانیم بر اساس آنها تمایز میان تفکر نردبانی و شبکهای را روشنتر درک کنیم. در حال حاضر قصد نداریم قضاوتی درخصوص برتری یا ضعف هر یک داشته باشیم، اما آنچه مسلم است، در دنیای رقابتی امروز، فعالیتهای حرفهای و شغلی نیازمند رویکردی شبکهای هستند.
به عنوان نمونه، جملهای چون:
«من فقط کار خودم را انجام میدهم، حتی اگر خستهکننده باشد.»
نمونهای بارز از تفکر نردبانی است. این نگرش، نشانهای از انفعال است و گویای عدم توجه فرد به تأثیر کار خود در بستر کلان سازمانی یا اجتماعی است. چنین دیدگاهی فاقد پویایی و لذت از کار است؛ در حالیکه کیفیت واقعی کار، زمانی حاصل میشود که فرد از انجام آن احساس رضایت و لذت داشته باشد.
برای تبیین بیشتر، اشارهای به تجربه کشور ژاپن مفید خواهد بود. در آغاز مسیر صنعتی شدن، کیفیت محصولات ژاپنی چندان مطلوب نبود. اما با بهرهگیری از آموزههای پروفسور دمینگ—متخصص برجسته آمریکایی در حوزه کیفیت—تحول عظیمی در نظام تولید و مدیریت کیفیت این کشور رخ داد. یکی از آموزههای کلیدی دمینگ، این بود که:
«کیفیت یعنی لذت بردن از کار.»
به باور او، اگر فردی از کار خود لذت ببرد، خروجی او نیز از کیفیت برخوردار خواهد بود.
نمونه دیگر از تفکر نردبانی، جملهای است مانند:
«ترقی و پیشرفت و رسیدن به عناوین بالاتر، از اهمیت بیشتری برخوردار است.»
این نوع نگاه، تمرکز محدودی بر مسیر رشد دارد و وابستگی شدیدی به جایگاه و عنوان شغلی ایجاد میکند. در بسیاری از سازمانها مشاهده میشود که افراد بیش از آنکه به عمق کاری که انجام میدهند توجه کنند، دغدغه عنوان خود را دارند؛ از کارشناس به کارشناس ارشد، از مدیر به مدیر ارشد و… گویی هویت شغلی آنان صرفاً به عنوانشان گره خورده است. اگر این عنوان از آنان گرفته شود، احساس خلأ و سردرگمی میکنند.
برای مثال، در مواجههای واقعی، از فردی در مورد وضعیت شغلی فرزندش پرسیده شد. او پاسخ داد:
«فرزندم مدیرعامل یک شرکت شده، هر روز با ماشین او را میبرند و میآورند، اتاق مستقل دارد و چند منشی.»
وقتی درباره نوع فعالیت شرکت سؤال شد، پاسخ روشنی نداشت. این نمونه نشان میدهد که گاهی صرف عنوان و ظواهر، جای محتوا و ارزش واقعی کار را میگیرد؛ که این نیز از مصادیق تفکر نردبانی است.
مثال دیگر:
«ارزش شخصی من، ناشی از برداشت و نظر دیگران درباره من است.»
این جمله نیز بیانگر نوعی وابستگی بیرونی و نشانهای از تفکر نردبانی است. در مسیر حرفهای، فرد باید ابتدا خود به ارزشمندی کاری که انجام میدهد ایمان داشته باشد، نه اینکه صرفاً در انتظار تأیید یا تحسین دیگران باشد.
در همین زمینه، تجربهای دیگر قابل ذکر است. زمانی مدیری را برای یک مجموعه صنعتی منصوب کردم. در ابتدای مسئولیتش، از من درخواست راهنمایی داشت. تنها توصیهای که به او داشتم این بود:
«خودت باش.»
تصاحب یک پست مدیریتی به معنای تغییر شخصیت یا ورود به نقشهای نمایشی نیست. الزامات نقش مدیریتی را باید پذیرفت و محترم شمرد، اما این نباید منجر به از خود بیگانگی شود. متأسفانه گاهی دیده میشود که افراد با دریافت حکم مدیریتی، رفتارها و حتی نوع راه رفتن و گفتار خود را تغییر میدهند تا تصویری «مدیرگونه» ارائه دهند. این روند نهتنها به فرد آسیب میزند، بلکه کارایی و ارتباط او با دیگران را نیز مختل میسازد.
بهیاری خدا، در جلسه آینده به سایر ابعاد این موضوع خواهیم پرداخت.
تحلیل جلسه ۹ – مدیریت مسیر حرفه ای
جلسه نهم «مدیریت مسیر حرفهای» که دکتر پورمند ارائه کردهاند، بهطور مشخص حول محور مقایسه دو رویکرد فکری میچرخد:
تفکر نردبانی
تفکر شبکهای
با این نگاه، میتوان تحلیل را در سه بخش ارائه کرد:
مفهومسازی دو نوع تفکر
تفکر نردبانی (Ladder Thinking)
ویژگی اصلی:
پیشرفت و رشد تنها از طریق یک مسیر خطی و سلسلهمراتبی (مثل پلههای نردبان شغلی) دیده میشود.
نشانهها:
- تمرکز بر عناوین سازمانی و مقامها.
- سنجش ارزش شخصی بر اساس برداشت دیگران.
- اجرای وظایف بهصورت محدود به «آنچه محول شده» بدون نگاه به کل سیستم.
- انگیزه اصلی: گرفتن سمت بالاتر، مزایا، اتاق جداگانه، ماشین سازمانی، منشی و…
مشکل اصلی: فرد در این مدل وابسته به سازوکار رسمی و نظر دیگران است و استقلال فکری و شبکه ارتباطی فعال ندارد.
تفکر شبکهای (Network Thinking)
- ویژگی اصلی: رشد و موفقیت از طریق تعاملات گسترده، همکاری، یادگیری چندجانبه و ارزشآفرینی مشترک شکل میگیرد.
- کاربرد: در دنیای امروز، بقا و پیشرفت سازمانها و افراد بیشتر به توانایی شبکهسازی و همافزایی وابسته است تا صرفاً ارتقای سلسلهمراتبی.
- مزیتها: انعطافپذیری، کشف فرصتهای جدید، ایجاد مسیرهای غیرخطی پیشرفت، کاهش انزوا و وابستگی صرف به یک سازمان یا سمت.
نکات کلیدی و مثالها از جلسه
دکتر پورمند برای ملموسکردن موضوع، چند نمونه رفتاری را بهعنوان مصادیق تفکر نردبانی مطرح کردند:
«من فقط کارم را انجام میدهم حتی اگر خستهکننده باشد. »
- نشاندهنده رویکرد انفعالی و بیتوجهی به نقش کار در کل سیستم.
«ترقی و پیشرفت یعنی گرفتن عنوان بالاتر.»
- تمرکز افراطی روی ارتقای سمت، نه کیفیت و تأثیرگذاری کار.
ارزشگذاری بر اساس برداشت دیگران از موقعیت شغلی فرد.
- به جای تکیه بر رضایت درونی و اثر واقعی کار، فرد منتظر تأیید بیرونی میماند.
مثال مدیر تازه منصوبشده:
- برخی بعد از گرفتن سمت جدید، رفتار ظاهری خود را تغییر میدهند تا «شبیه مدیر» باشند، نه اینکه ماهیتاً مدیر اثربخش شوند.
داستان دمینگ در ژاپن:
- پیوند «کیفیت» با «لذت بردن از کار»؛ اگر کار لذتبخش نباشد، کیفیت پایدار ایجاد نمیشود.
برداشت تحلیلی و توصیههای کلیدی
این جلسه در واقع یک هشدار مدیریتی است برای افرادی که صرفاً بهدنبال رشد در چارچوب سلسلهمراتب هستند:
- در دنیای رقابتی امروز، رشد خطی و صرفاً سازمانی کافی نیست.
- شبکهسازی فعال، همکاری بینبخشی و یادگیری مداوم باید بخشی از مسیر حرفهای هر فرد باشد.
مطالب مرتبط

مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۵
۱۹ مهر ۱۴۰۴
مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۴
۱۹ مهر ۱۴۰۴
مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۳
۲۴ شهریور ۱۴۰۴
مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۲
۸ شهریور ۱۴۰۴
مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۱
۵ شهریور ۱۴۰۴
مدیریت مسیر حرفه ای – ۱۰
۵ شهریور ۱۴۰۴
